تبليغاتX
كمي خودموني تر

كمي خودموني تر

پاتوق خبرنگاران حوزه صنعت و معدن

باز آمدم ... باز آمدم ... ناگه ز در باز آمدم

آخيش ...!!!

بالاخره كارها يه مجالي هم به من دادن كه بيام اينجا

هرچند خيلي كم لطفيد و كم به ما سر مي زنيد اما ما دلمون براتون تنگ مي شه!!! آخه از كجا مي تونيم رفقاي شفيقي مثل شما پيدا كنيم  كه سيمانمون يادتون نمي ره و از تندر غافل نمي شين و مثل فولاد آبديده كم نمي يارين تو شلوغي هاي بازار صنعت ...

تا يادم نرفته يه كم لطفي كوچولوي ديگه رو هم بگم : مي گذاريد و مي رويد و نمي گين يه خبري بديم بگيم فلاني ما از فردا ديگه اينجا نيستيم ... ما هم كه هربار هر خبر جديدي رو بهانه شنيدن صداي گرمتون مي كنيم بايد بپرسيم كه آيا شما هنوز با اين نشريه يا خبرگزاري كار مي كنيد يا نه؟؟؟

خب از گلايه هام بگذرم براي اينكه از پست قبلي تا حالا اينجا خيلي سرد بوده بايد خبرهاي گرمابخش هم بدم ...

۱- هواي اينجا گرمتر شده

۲- لامپ بالاي سرم خوشبختانه عوض شده

۳- همين الآن كامپيوترم از بيمارستان برگشت ... تا ديروز فكر مي كردم بايد براش فاتحه بخونم ...

۴- و مهمتر از همه كه روزگار شيريني است نازنين ... وقتي صبح با شيريني خوردني كه زحمتش رو مدير عزيزمون كشيدن شروع بشه

امروز هم به يقين خبر خواهيم داشت ... منتظر بمونيد ... هرچند همخونه عزيز مي گه روش نمي شه بهتون زنگ بزنه .... بريم برسيم .... رسيد خبر !!!


راستي يه خبر ويژه براي اون دوستم كه قرار شده بود خبرش كنم اگه خبري شد ... خبري نشد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:45  توسط يكي از جنس خود تو  | 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

چهارشنبه دلم مي خواست از هواي خفقان آور اينجا فرار كنم

اما نتونستم

چون يه عالمه كار هوار شده بود رو سرم

نمي دونم خوبه يا بد اما دوست ندارم يكي هر روز كارم رو بهم بگه ...

از بچگي همينطور بود و دوست دارم همينطور باشم

اما فكر كنم مشكل اصلي من اينه كه موج منفي رو زود احساس مي كنم ...

كه چهارشنبه تا حدودي جاري شد و

كمي تا قسمتي عصباني شدم

بگذريم بايد بريم سراغ خبرها

گزارش امروز:

۱- هوا فوق العاده در اينجا سرد است.

۲- آشنا فن ها را خاموش كرد ... البته چند تا از آنها را ... اما سرما ادامه دارد.

۳- همخونه امروز به سركار نمي آيد چون دخترش بيمار است. برايش آرزوي سلامتي مي كنم. همخونه عزيز امروز وظيفه مادريت سنگين تر از روزهاي پيش است ...

۴- آقاي رئيس هنوز نيامده ... چهارشنبه به من گفت عصباني نباشم و امروز عصبانيتم كمتر است.

۵- منتظر يك تحول بزرگم براي آرامش ...

۶- از همه شما عزيزان كه باعث شديد بولتن خبري ما پر از خبر شود ممنون ...

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط يكي از جنس خود تو  | 

هوا به شدت خفه شده است ... كجاست هواي تازه؟؟؟

خيلي خوش به حالتونه خبرنگارا ...

شمائيد و يه صفحه اقتصادي يا صنعتي و ...

اما ما ...

ما سه نفريم و يه عالمه صفحه ... يه عالمه خبر ...

مي دونم تو دلتون مي گيد خود كرده را تدبير نيست ...

ما هم همين رو مي گيم

راستي نگيد تيتر با موضوع ربطي نداشت ها!!! خيلي هم ربط داره ...

بي خيال موضوع ...!!!مي شه بياييد و از خوشترين خبري كه كار كردين برامون بگين؟؟؟؟

اميد داريم خبرهاتون اينجا رو بهاري كنه !!!

منتظريم ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:15  توسط يكي از جنس خود تو  | 

هفته اي ديگر

خيلي وقته نيومدم اينجا

يعني اومدم ولي مجال حرف زدن با شما رو نداشتم

مي دونيد چرا؟؟؟

بخاطر كلي كار كه هوار شده بود رو سرمون

يعني رو سر من و همخونه و آشنا

البته فكر كنم همتون در جريان باشيد

چون تا يه خبري شده داد زديم و هوار كشيدم "خبر داريم خبر ..."

و اما زجرهايي هم كشيديم

با اخبار گراني ها آه كشيديم

با ظلم و جنايت ها گريه كرديم

البته گاهي پوزخند داشتيم و گاهي لبخند

غرغر هم كرديم براي نمونه داد زدم سر روزنامه هاي بزرگي كه براي خوندنش دستام در عرض شونه هام قرار مي گيره ... يا اينكه مجبورم پهنشون كنم روي ميز و قوز كنم و بخونم ....

اما بعضي از غرغرها هم تو دلمون موند .... آخه نمي شه همه رو گفت و نوشت براي اينكه كله مون رو مي كنن ...

الغرض اينها رو گفتم كه بگم اينجا زياد هم خوش بحالمون نمي شه ... چون مجبوري هميشه بدوي و تازه آخرش بهت مي گن " د !!! نرسيدي ديگه!!!" 

اما امروز تصميم دارم يه هفته ي متفاوت از هفته ي پيش داشته باشم .... شما چطور؟؟؟ دوست نداريد اين هفته يه هفته ي قشنگ باشه ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:17  توسط يكي از جنس خود تو  |