شرح در زیر
فكر نكنيد حرفي براي گفتن ندارم ... دارم اون هم از نوع مرغوبش ... اما كار كردن تو روابط عمومي مجالي براي آدم نمي ذاره كه فكر كني به اينكه تو هم آدمي و بايد لحظه اي بين همه ي لحظه هاي عمري كه مي گذروني به خودت فكر كني ...
اين چيزي كه اينجا نوشتم رو مدير مهربون ما مي دونه ... چون بارها بهش گفتم كار ما مثل چي مي مونه و ما تنها با تكرار بي فايده اينكه خير سرمون عنوان كارشناسي رو يدك مي كشيم دلمون رو خوش كرديم ...
خلاصه طي چند هفته گذشته من به اين نتيجه رسيدم كه متأسفانه به مرداب "درجا زدن" رسيدم ...
بگذريم ... مي ترسم با گفتن اين حرفا محاكمه بشم ... هرچند اگه كسي پيدا بشه كه به علت بيشتر از معلول اهميت بده هيچ بيچاره و بدبختي محاكه نمي شه
چند مورد چند روزه مثل بغضي تو گلوم مونده
۱- چند روز پيش لطيفي در" راديو" به نقل از "مصري- وزير رفاه" مي گفت كه ايشان فرمودند :" خط فقر وجود ندارد." و اين لطيف با عجز و لابه از وزير محترم مي پرسيد : مي شه بگيد حالا ما زير چي زندگي كنيم ...؟؟؟
۲- "فرهنگ آشتي" هم كه با اين تيتر يه فكرايي رو به كله آدم انداخته: "ديه زن و مرد يكسان شد." بالاخره بعد از مرگ به مساوات مي رسيم ... صد بار خدا رو شكر
۳- و يكي ديگه از "خبر" به نقل از آيت الله صافي گلپايگاني البته قبلش بگم ما گردنمون از مو باريك تره: "تساوي زن و مرد خلاف شرع و بي ارزش است."
۴- و آخري از" ايسنا" به نقل از رييس اتحاديه مشاوران املاك: "از مردم خواسته ايم در اجراي يك طرح معرفتي به كمك دست اندركاران اين بخش بيايند تا شاهد كاسته شدن معضلات اين بخش باشيم. "به اينجا كه مي رسه اين مردم هستن كه بايد از خودشون معرفت نشون بدن ...
